درياچه اروميه درياچه اي اكنون تصاوير جان دادنش در حال پخش است و از آن درياچه بزرگ تنها كويري از نمك به جامانده است روزگاري محل تفريح و خوشگذراني و شايد باعث مزاحمت بسياري بود. زماني كه براي گذر از درياچه ميبايست گاهي ساعتها در نوبت كشتي هاي خودروبر ميمانديم. زماني كه قبل از رفتن به اروميه بايد در ميدان راه آهن تبريز تابلو چراغ سبز يا قرمز وضعيت جوي دريا را چك ميكرديم كه خداي نكرده به خاطر مواج بودن دريا كشتي ها متوقف نشده باشند.
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
سال 1402 هم تمام شد و يكسال از دفتر عمرمان طي شد. اينكه اين دفتر چند برگ دارد و چند برگش مانده را خدا ميداند. انشاءالله كه عاقبت بخير شويم. سال قبل سال پر اتفاقي برايم بود. با سفر يزد ابتدا شد. اولين و دومين مسافرت خارجي ام را داشتم. سه كشور اروپايي (اووووو پسر فكرش رو ميكردي تو يه ساااال؟!) رو ديدم. نگاهم تغيير كرد به اروپا و دنيا شايد واقع بين تر شدم اندكي. اواخر سال هم كه مني كه فكر ميكردم تا اخر عمرم كارشناسي بيش نخواهم بود يك دفعه و با يك تلنگر مدير
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
قرار كه نيس هميشه تراوشات مغزي خودم رو بزارم اينبار يه كپي پيست كردم فكر كنم مطلب ميتونه مفيد باشه براي هميه: دکتر سریعتر القلم در نوشته ای سی مشخصه کسانی که کتاب نمیخوانند را آورده است كه یکی از نکات جالبی که ایشان اشاره کرده، این است که مغز سولفاته می شود. اما آیا قابلیت دارد کسانی که کتاب هم می خوانند هم مغزشان سولفاته شود؟ در ادامه در قالب 5 نكته براي كتابخواني اين مبحث شرح داده خواهد شد: 1. بین بیست تا سی دقیقه بکوب جلو بروید! یکی از مهم ترین قاتلان
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
بعد از مدتها یه سری به اینجا زدم. البته تو این مدت با اینکه نوشتنم خیلی کم شده اما بازم چیزهایی مینوشتم که اینجا نگذاشتمشون (حالا شاید بعضی ها رو پیدا کردم بعدا ثبتش کردم که بمونه.) مدتهاست که احساس بی احساسی داشتم و مغزم جامعا بی حس و کرخت شده (شاید چندین سال) و لذت های گذشته رو دیگه احساس نمیکنم. با دکتر چت جی پی تی مشورت کردم و بهم یه روش مدیتیشن داد و گفت آخرش احساس روزانه ات رو ثبت کن. منم کردم.
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
اولين مواجهه من با آلمانی ها و فرهنگشان در فرودگاه برلين بود. فرودگاه برلين فرودگاهي به نسبت بزرگ بود. ساده، بي روح و تمام فرودگاه با تركيبي از رنگهاي سفيد و خاكستري و خطوط باريگ زرشكي رنگ آميزي شده بود. (البته حدود 3،4 سال گذشته شايد رنگ هاي ديگري هم بود.) و من از فرودگاه هاي استانبول و برگامو (خيلي فرودگاه با نمكيه) و مالپنزا آمده بودم كه هر كدام زيبايي و تزيينات خاص خودشان را داشتند. در فرودگاه تابلو هاي نشانگر مسير براي من مبهم بود و نمي توانستم مسير
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
توسط وحید رشاهی
| جمعه بیست و پنجم آذر ۱۴۰۱ | 21:5
تجربیات و شناخت من از خودم پیرو فروش تیبا (تیبا رو 210 فروختم در حالی که دو هفته قبلش 190 هم شاید نمی رفت، روی بد ماجرا اینکه یک هفته بعد از فروش قمیت رفت تا 250 چه میشه کرد شانسه دیگه )1. در فروش خودرو حدالامکان با دلال جماعت معامله نکن. دلال معمولاً قیمت پایین برمیدارد و روی سر مال میزند، اگر سودی هم کرد به جیب دلال میرود و نه مصرف کننده واقعی.2. همیشه تمام روشهای فروش ممکن را بررسی کن و یادداشت کن (در همه کارها کاربرد داره یادداشت کردن، خیلی خوبه). یادداشت کردن کمک میکند بهتر بتوانی تصمیم بگیری.3. در معامله از کمی بدقول شدن نترس اینجا رسم است. مشکلی پیش نمی آید. مخصوصاً قبل از نهایی شدن معامله.4. در آگهی تمام ویژگی های مال را ردیف کن اگر زیر قیمت میخواهی بفروشی ذکر کن تا بتوانی مشتری های بیشتری را جذب کنی و آگهی بیشتر به چشم بیاید.5. مهمترین نکنه که ضعف من در همه موارد است: جرأت زیر میز زدن را داشته باش. متاسفانه من به دلیل ترس یا تعهد یا هر چیزی نمیتوانم زیر میز بزنم در حالی که وقتی همه درخواست هایم تامین نشده نباید رضایت به معامله بدهم و باید زیر میز بزنم. فهمیدن اینکه چه زمانی باید زیر میز بزنم و معامله را به هم بزنم بسیار مهم و سخت است. با تجربه یاد گرفته میشود.
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
امسال مطلب ننوشته بودم، مدتی هست که چیزی ننوشتم، گاهی دلم پر میشه و گاهی خالی ام، همچنان احساس تنهایی دارم و مشکل در ارتباط ایجاد کردن با دیگران و ابهام در ماندن یا رفتن و اینکه ازدواجم درست بود یا نه؛ کلا غرق در ابهام.چرا هیچکدوم حل نمیشند؟ چیکار باید بکنم؟چرا یادم نمیرند بابااااما بعضی وقت ها قبول میکنم که زندگی همینه دیگه، ابهام داره، همه دارند، منم یکیشون، سخت نگیر شل کن و لذت ببر
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی
برچسب:
نویسنده: مهسا شریفی