
از از دست دادن می ترسم. از دور شدن هم هم. البته کمتر و البته دور شدن از هم هم همان از دست دادن است. می ترسم از اینکه نزدیکانم را از دست بدهم دور شوند از من در حالی که هرگز نزدیک نبودند! :-( امروز احساس خوبی داشتم بخاطر پیشرفت کوچکی که در کارم داشتم و دنیایی از امید را به من تزریق کرد نمی دانم انسان (من!) چقدر موجود عجیبی است با موفقیت کوچکی دریایی از انگیزه و نیرو برای حرکت میگیرد خیلی عجیب است همین دیروز بود که وقتی صبح از خواب بیدار شدم هیچ انگیزه ای برای حرکت نداشتم و جالبتر اینکه احساس بطالت ناشی از بی انگیزگی خود مرا تحریک کرد برای حرکت و تفکر و در پی آن ...
ادامه مطلب