خرید بک لینک
این روزهای سال جدید به شدت ذهنم درگیر است و عملا هیچ لذتی از تعطیلات عید نبردم (دروغ چرا کمی بردم). اصولاً از ابتدا انسان ثابت قدمی نبودم که بتونم تصمیمات قویی بگیرم و همیشه این حالت دو دل بودن رو حتی در تصمیمات ساده ام مثل خریدهای لباس داشتم و این مشکل زمانی که تحت فشار هستم، یا در مرکز توجه قرار دارم تشدید میشه و یا زمانی که تصمیم برام خیلی مهمه و نگران عواقبش هستم که البته طبیعی هم هست. در سالهای اخیر این مشکل رو کمتر کردم و قدرت تصمیم گیری ام رو تقویت کرده ام اما نه به اندازه ای که آماده باشم برای تصمیم بزرگی مثل انتخات همسر آینده مخصوصا اینکه استراتژی ام ازدواج بطور نیمه سنتی است. یعنی کسی رو که از طرف خانواده برام پیشنهاد شده و تحت چند جلسه قرار بر اینه که کسی رو انتخاب کنم برای آینده ام.

تا به حال در این حد تحت فشار نبودم و در تصمیم گیری دچار مشکل نشده بودم. رد کردن یک نفر اگر احساس کنی برات مناسب نیس راحته، قبول کردن کسی هم که خیلی خوبه راحته اما مشکل بزرگ اینه که تشخیص بدی چیزی که عالی نیس و بد هم نیس آیا به اندازه ای خوب هست که مناسب تو باشه یا نه. و درد اینه که 90% مواقع ما باید تو این شرایط تصمیم گیری کنیم. و من هم الآن در این حالت هستم: آشفته، سراسیمه، نگران، غمگین، بروز دهنده برخی تیک های عصبی، کم تمرکز، در فکر و ...

مشکلی که دارم اینه که نکنه فردی که الآن در حال رد کردن اون هستم به اندازه ای خوب بود که من به دلیل سختگیری دارم ردش می کنم. یا اینکه آیا در موارد بعدی فردی به خوبی فرد فعلی مواجهش خواهم شد؟؟؟ طبیعتا هیچ انسان بی نقصی وجود نداره. اما کدوم نقص ها بهتر از اون یکی نقص ها هستند؟ آیا اینکه با فردی در زمینه مهاجرت اختلاف نظر وجود داشته باشه و یا اینکه نوجوانی سختی داشته باشه، اینکه به نظر بیاد طرف قصد فرار از خونه رو داره ولی در مقابل از لحاظ مالی/فرهنگی و مذهبی همسان بوده باشه چه تصمیمی باید گرفت؟؟؟ جواب من منفی بود اما آیا اشتباه نکردم؟؟؟

خدایا کمکم کن.

برچسب: نویسنده: مهسا شریفی تاريخ: چهارشنبه 14 فروردين 1398 ساعت: 15:42

صفحه بندی