از دور شدن هم هم. البته کمتر و البته دور شدن از هم هم همان از دست دادن است.
می ترسم از اینکه نزدیکانم را از دست بدهم دور شوند از من در حالی که هرگز نزدیک نبودند! :-(
امروز احساس خوبی داشتم بخاطر پیشرفت کوچکی که در کارم داشتم و دنیایی از امید را به من تزریق کرد نمی دانم انسان (من!) چقدر موجود عجیبی است با موفقیت کوچکی دریایی از انگیزه و نیرو برای حرکت میگیرد خیلی عجیب است همین دیروز بود که وقتی صبح از خواب بیدار شدم هیچ انگیزه ای برای حرکت نداشتم و جالبتر اینکه احساس بطالت ناشی از بی انگیزگی خود مرا تحریک کرد برای حرکت و تفکر و در پی آن نتیجه آمد پس جالب است این ترکیب ایجاد شده که بی انگیزگی انگیزه ای بود برای حرکت که در پی آن انگیزه گرفتن مجدد!!! [و در اثر انگیزه بی تحرک شدن در شادی آن و شکست و بی انگیزگی و . . .
]
دنیای جالبی است، میترسم!!! از اینکه این انگیزه و خوشحالی از آن باعث جمود شود باعث بی انگیزگی. شاید بعد ها این متن را بخوانم و هیچ نفهمم که چه نوشته ام اما خلاصه اش اینکه خوشحالم 
93/4/4
بعد از باخت ایران از بوسنی در جام جهانی
پی نوشت 1: انصافا الان که اینو میخونم بعد حدود دو سال احساس میکنم بعضی وقتا تعادل روانی ندارم 
پی نوشت 2: الان حدود یک ساله دفاع کردم از پایان نامه ام و کارم خوب بود به نظر خود (نه خیلی) و استادم ازم راضی بود. الانم دارم خدمت میکنم خدمتتتون :) پنج ماه و نیمه
برچسب: ترسناک,ترس,ترسا فیدالگو,ترسناک ترین فیلم دنیا,ترسناک ترین فیلم,ترسناک به انگلیسی,ترسناک ترین فیلم 2016,ترسناک ترین فیلم جهان,ترسا,ترسو به انگلیسی,
نویسنده: مهسا شریفی