امسال هم طبق معمول (شاید کمتر از معمول حتی) در مراسم شرکت داشتم. برای مراسم تاسوعا به مرکز شهر رفتم اما تفاوت قابل ملاحطه ای نسبت به سال های قبل دیدم که لزوما نمیگویم همه نادرست هستند. اولین مساله این بود که طبق معمول سال های قبل انتظار داشتم مغازه ها و بازار کاملا تعطیل باشند اما از قضاء اکثر مغازه های اغذیه باز بودند سوپر مارکت ها غذا خوری ها، آب میوه و بستنی فروشی های همه باز بودند و مورد استقبال و از همه جالب تر جگر پزی ها که مثل یک کارناوال برای خود بیرون مغازه منقلی به پا کرده بودند و تکه گوشتی هم روی آتش انداخته بودند تا خلق الله از بوی گوشت به طمع آمده و خرید کنند. گویی برای گردش آمده باشند. البته که استقبال هم خوب بود و بازارشان سکه. قهوه خانه ها هم باز بودند. از مغازه های دیگری که اکثرا باز بودند موبایل فروشی ها و بوتیک ها بودند. 
مورد دیگر که فکر کنم برای همه جالب و باعث چالش بود بسته بودن درستشویی مساجد (البته نه همه اما همین چند مورد تک و توک هم بسیار به چشم می آمد) بود گویی کلا هیچ کس در مورد نیاز های اولیه افراد توجیه نبودند. همان قدر که چایی دادن و قیمه دادن نذر به حساب می آید تامین نیاز های اولیه افراد نیز میتواند نذر به حساب آید.
در سال های قبل هنگام بازگشت از مراسم معمولا افرادی که در خودروی خود جای خالی داشتند حداقل برای رساندن افراد مسن یا خانواده ها تا جایی که مسیرشان اجازه می داد به صورت نذر یا با هزینه کمک می کردند. اما امسال افراد مسن یا خانواده هایی با کودک خردسال دیدم که در کنار خیابان مدت زیادی منتظر مانده بودند تا قسمتی از مسیر را با خودرو طی کنند و خودروهای خالی بدون توجه به آنها مسیر را طی میکرند.
تیپ افرادی که برای مراسم آمده بودند هم جالب بود، که خوب نسبت به پوشش کل جامعه قابل انتظار بود اما جالب. که توضیح بیشتری در این مورد نیاز نمی بینم.
همه موارد فوق مطمئنا یک شبه اتقاف نیافتاده است و تحولات تدریجی هستند که امروز برای من به چشم آمده است. و لزوما همه تحول منفی نیستند اما برای من هیچ یک خوش آیند نبودند.
برچسب: استحاله,
نویسنده: مهسا شریفی