خرید بک لینک

[این نوشته در باب تمدید اجاره منزل و مشکلات آن است که البته هیچ نشانی از آن در متن وجود ندارد. کلید خوردن متن از آنجایی است که برای تمدید منزل بحثی با صاحب خانه داشتم و احساس کردم که بیش از اندازه زجه و ناله کرده ام بابت اینکه پول ندارم و کمی از رهن کم کند.]

در موارد مشابه هم معمولا اتفاق می افتاد (یا میافتد) که من با خودم مسئله آنقدر بزرگ می کنم (در ذهن خود) که به یک رسوایی بزرگ شبیه میشود اما در واقع اتفاق خاصی نیفتاده و در بدترین حالت یک سوتی ساده بوده (که ملت هم فرت و فرت جلوی من میدهند و من و آنها عین خیالشان هم نیست) و وقتی با طرف مواجه می شوم می فهمم که حتی او نیز چندان این مسئله را بزرگ در نظر نگرفته و تنها من بودم که در ذهن خود آنقدر مسئله و متقابل را بزرگ کرده ام. مثال های زیادی برای این حالت وجود دارد یک موضوع بحث کلاس زبان بود و همکلاسی الهه ناممان که شمالی بود و وقتی میخواستم بگویم میخواهم بروم شمال با جوگیری گفتم میروم محله اینها! که من با خودم بسیار کلنجار رفتم که حتی عذرخواهی کنم که خیلی صمیمی شده ام اما جلسه بعد آن طرف طوری رفتار کرد که گویا اتفاق خاصی نیفتاده (که در واقع هم نیفتاده بود) در این مورد هم به نظر من باید سخت نگیرم و چندان مورد خاصی پیش نیامده است که خودم را درگیر کنم و آزار دهم اما باید درس بگیرم و سعی کنم کمتر جو گیر شوم.

در این مواقع اعتماد به نفس کم هم باعث این حالت از دپرسی است اگر کس دیگری بود شاید حق را به خود می داد و حتی ممکن بود بعدا بگویید طرف را خراب کرده است (مثلا حاج وحید)

نکته دیگر اینکه پول ارزش اینهمه سختی کشیدن و حرص زدن را ندارد و عزت نفس بسیار ارزشمند تر از پول است

و در نهایت اینکه خط بدی ندارم هااا (البته اینجا مشخص نیست)

برچسب: نویسنده: مهسا شریفی تاريخ: پنجشنبه 14 آذر 1398 ساعت: 17:50

صفحه بندی