الان در کل در موقعیت حساس و استراتژیکی هستم و باید حتما مسیر رو مشخص کنم البته قبل از اینها باید تصمیم رو میگرفتم و الانش هم دیره واقعا مسائلی هستند که تصمیم گیری رو سخت میکنند ترک کردن خانواده مخصوصا مادرم (پدرم با رفتنم مشکلی نداره تشویق هم میکنه اما مطمئنم رفتنم برای مادرم سخت خواهد بود) که چند بیماری مثل فشار خون و قند و ... داره و مادربزرگم (که ترسم اینه که من نباشم و اونو از دست بدم (با توجه به اینکه من نوه محبوبش هستم)) برام خیلی سخته. تصوری از مشکلاتی که اونجا ممکنه گریبانگیرم بشه ندارم اما تصور کاملا محسوسی از سختی شرایط زندگی توایران مثل یک کارمند دارم! (سی سال کار میکنی و در نهایت فوقش با وام و قرض و ... میتونی یه خونه بخری مثلا) اگر خارج هم اصولا کارمند اونجا خواهم شد ولی من مترصد (شاید هم مطرثد) یک فرصتم که بتونم برای خودم کار کنم و تجربه کسب کنم.
فی الواقع ماجراجویی هم برای من مهمه دیدن جاهای جدید اما بخاطر ویژگیهایی که دارم مثلا خجالتی بودن واقعا نگرانم که آیا اونجا میتونم با کسی ارتباط مناسب برقرار کنم یا نه. البته قبلا تو تهران تجربه غربت رو داشتم اما اونجا 1-2 تا دوست قدیمی داشتم که میشناختمشون. تنهایی خیلی سخته.
95/1/22
8:45
برچسب: اپلای ابرود,اپلای تیکت,اپلای برای دکترا,اپلای برای کارشناسی ارشد,اپلای ابرود کانادا,اپلای چیست,اپلای ابرود کبک,اپلای کافه,اپلای ابرود آلمان,اپلای کانادا,
نویسنده: مهسا شریفی